11 · نشخوار 009
Nāmat Cherāgh-e Jān
نامت چراغِ جان
Your Name, the Lamp of Life
Lyrics
از خاک تو برخاستم
با زخم تو بزرگ شدم
در کوچههای خستهات
با گریهها هّمْقَدَمْ شدم
دستَت اگر خالیْ ماند
قلبم برایت کار کرد
از هر تَرَکِ این دیوار
امیدِ تازه باز کرد
هنوز در این ویرانه
یک شعله پنهان مانده
هنوز در این دلِ شکسته
نامَتْ چراغِ جانْ مانده
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
از نو، از عشق، از نفس
تا باز بخندی هَمْوَطَن
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
من ماندهام، تو میرسی
با دستهای خستهام
باران اگر سخت آمد
من سایهات شدم باز
از دامنِ این شبِ سرد
روشنتر از هر آغاز
سنگینیِ این سالها
بر شانهات نمیماند
وقتی هزاران دل
از آزادی میخوانَد
از پشتِ این همه درد
فردای تو پیدا است
از زیرِ این همه غبار
گُلهای تو شکوفا است
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
از نو، از عشق، از نفس
تا باز بخندی هَمْوَطَن
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
من ماندهام، تو میرسی
با دستهای خستهام
اگر صدای ما شکست
اگر قدم لرزان شد
باز از دلِ همین خاک
یک رودِ روشن آغاز شد
من از تو رد نمیشوم
تو خانهی آخرینی
هر تِکه از این قلب من
در تو دوباره میتپد
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
از نو، از عشق، از نفس
تا باز بخندی ای وطن
دوباره میسازمت وطن
(دوباره میسازمت وطن)
من ماندهام، تو میرسی
با دستهای خستهام